۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۳۱

چرا پالایشگاه‌های ایران مازوت بیشتری تولید می‌کنند؟

چرا پالایشگاه‌های ایران مازوت بیشتری تولید می‌کنند؟

فناوری قدیمی، سرمایه‌گذاری ناکافی و نبود واحدهای فرآیندی پیشرفته، علت اصلی پایین بودن بازدهی پالایشگاه‌ها و افزایش تولید نفت‌کوره در کشور است.

به گزارش خبرنگار مهر، پالایشگاه‌های ایران در دهه‌های گذشته بر اساس نیازهای همان دوره و با هدف تولید سوخت‌های متعارف ساخته شدند؛ زمانی که مصرف داخلی، استانداردهای زیست‌محیطی و ساختار بازار فرآورده‌های نفتی با شرایط امروز تفاوت چشمگیری داشت. بخش مهمی از ظرفیت پالایشی کشور به پالایشگاه‌هایی اختصاص دارد که طراحی اولیه آنها به دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ بازمی‌گردد و در طول سال‌ها، اگرچه طرح‌های تعمیراتی و توسعه‌ای متعددی در آنها اجرا شده، اما همه این طرح‌ها نتوانسته‌اند ساختار اصلی پالایشگاه را به‌طور کامل دگرگون کنند.

در پالایشگاه‌های قدیمی، فرآیند اصلی بر جداسازی نفت خام در برج‌های تقطیر استوار است. در این فرآیند، نفت خام به برش‌های مختلفی مانند گاز مایع، نفتا، نفت سفید، گازوئیل و ته‌مانده‌های سنگین تقسیم می‌شود. هرچه سهم بخش‌های سنگین نفت خام بیشتر باشد، برای تبدیل آنها به فرآورده‌های سبک و باارزش، به واحدهای پیچیده‌تر و سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز است. در صورت نبود این واحدها، بخش قابل‌توجهی از ته‌مانده نفت خام به نفت‌کوره یا همان مازوت تبدیل می‌شود.

این مسئله به معنای پایین بودن ظرفیت اسمی پالایشگاه نیست؛ بلکه نشان می‌دهد میان ظرفیت پالایش نفت خام و توان تولید فرآورده‌های باارزش فاصله وجود دارد. پالایشگاهی ممکن است روزانه صدها هزار بشکه نفت خام را فرآوری کند، اما اگر از فناوری‌های تبدیل عمیق برخوردار نباشد، بخشی از محصول نهایی آن، فرآورده‌ای کم‌ارزش، آلاینده و دشوار برای فروش خواهد بود.

یکی از شاخص‌های مهم در ارزیابی توان فنی پالایشگاه‌ها، «ضریب پیچیدگی نلسون» است. این شاخص، میزان برخورداری پالایشگاه از واحدهای پیشرفته تبدیل، تصفیه و ارتقای کیفیت را نشان می‌دهد. پالایشگاه‌هایی با ضریب پیچیدگی بالاتر، انعطاف بیشتری برای دریافت نفت خام سنگین و تولید بنزین، گازوئیل و سوخت جت دارند. در مقابل، پالایشگاه‌های ساده‌تر، وابستگی بیشتری به کیفیت نفت خام ورودی دارند و در تبدیل ته‌مانده‌های سنگین با محدودیت روبه‌رو هستند.

کمبود واحدهای تبدیلی؛ ریشه تولید بالای مازوت

مشکل اصلی بسیاری از پالایشگاه‌های کشور فقط قدمت تجهیزات نیست، بلکه کمبود واحدهای فرآیندی تکمیلی است. واحدهای تقطیر به‌تنهایی نمی‌توانند ته‌مانده‌های سنگین نفت خام را به مقدار کافی به بنزین و گازوئیل تبدیل کنند. برای این کار، پالایشگاه به مجموعه‌ای از واحدهای تبدیلی و تصفیه نیاز دارد؛ واحدهایی که ساخت، راه‌اندازی و نگهداری آنها پرهزینه و از نظر فنی پیچیده است.

واحدهای شکست کاتالیستی، هیدروکراکرها، کک‌سازی تأخیری و واحدهای تصفیه هیدروژنی از مهم‌ترین فناوری‌هایی هستند که می‌توانند سهم نفت‌کوره را کاهش دهند. در فرآیند شکست کاتالیستی، مولکول‌های سنگین به ترکیبات سبک‌تر تبدیل می‌شوند. هیدروکراکینگ نیز با استفاده از هیدروژن و کاتالیست، امکان تولید فرآورده‌هایی با کیفیت بالاتر و گوگرد کمتر را فراهم می‌کند. کک‌سازی تأخیری هم ته‌مانده‌های بسیار سنگین را به محصولاتی مانند گازوئیل، نفتا و کک نفتی تبدیل می‌کند.

در پالایشگاه‌های مدرن، هدف فقط پالایش نفت خام نیست؛ بلکه حداکثر کردن ارزش اقتصادی هر میان‌ت است. چنین پالایشگاه‌هایی تلاش می‌کنند سهم فرآورده‌های سبک و میان‌تقطیر را افزایش دهند و تولید نفت‌کوره را به حداقل برسانند. اما در بخشی از پالایشگاه‌های ایران، نبود یا ناکافی بودن واحدهای تبدیل عمیق باعث شده است نفت‌کوره همچنان سهم قابل‌توجهی از سبد محصولات را به خود اختصاص دهد.

مازوت علاوه بر ارزش اقتصادی کمتر نسبت به بنزین و گازوئیل، به دلیل گوگرد بالا با محدودیت‌های زیست‌محیطی و تجاری نیز مواجه است. مقررات بین‌المللی، به‌ویژه در صنعت کشتیرانی، مصرف سوخت‌های پرگوگرد را محدود کرده‌اند. از این رو، فروش نفت‌کوره سنگین و پرگوگرد نسبت به گذشته دشوارتر شده و معمولاً با تخفیف بیشتری انجام می‌شود.

در داخل کشور نیز مصرف مازوت در نیروگاه‌ها، صنایع و برخی واحدهای تولیدی، پیامدهای زیست‌محیطی و اجتماعی دارد. هر زمان کمبود گاز طبیعی یا محدودیت شبکه انتقال ایجاد شود، احتمال استفاده بیشتر از سوخت مایع افزایش می‌یابد. بنابراین تولید بالای مازوت، فقط یک مسئله پالایشی نیست؛ بلکه با آلودگی هوا، هزینه‌های سلامت، تجارت خارجی و امنیت انرژی ارتباط مستقیم دارد.

چرا نوسازی پالایشگاه‌ها به کندی پیش می‌رود؟

نوسازی پالایشگاه‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین، فناوری تخصصی و برنامه‌ریزی بلندمدت است. پروژه‌های ارتقای کیفی و کاهش تولید نفت‌کوره، معمولاً چند میلیارد دلار هزینه دارند و بازگشت سرمایه آنها نیز ممکن است سال‌ها طول بکشد. در شرایط تحریم، دسترسی به منابع مالی خارجی، تجهیزات تخصصی، کاتالیست‌ها و مجوزهای فناوری با دشواری بیشتری همراه است.

تحریم‌ها تنها مانع تأمین مالی نیستند. بسیاری از واحدهای پیشرفته پالایشی به لیسانسورهای بین‌المللی، تجهیزات خاص و زنجیره تأمین پایدار نیاز دارند. حتی در مواردی که مهندسی پایه پروژه در داخل انجام می‌شود، تأمین برخی تجهیزات دوار، کاتالیست‌ها یا مواد مصرفی می‌تواند زمان اجرای طرح را افزایش دهد. طولانی شدن پروژه‌ها نیز هزینه سرمایه‌گذاری را بالا می‌برد و توجیه اقتصادی آنها را کاهش می‌دهد.

از سوی دیگر، ساختار اقتصادی پالایشگاه‌ها و شیوه قیمت‌گذاری خوراک و فرآورده، نقش مهمی در تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری دارد. اگر درآمد پالایشگاه‌ها به‌گونه‌ای باشد که هزینه‌های جاری و سود کوتاه‌مدت را پوشش دهد، اما منابع کافی برای توسعه اختصاص نیابد، انگیزه اجرای پروژه‌های بزرگ کاهش پیدا می‌کند. نوسان مقررات، تغییر فرمول‌های قیمت‌گذاری و ابهام در نحوه تسویه خوراک نیز می‌تواند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را دشوار کند.

موضوع دیگر، نبود یک برنامه منسجم برای تفکیک تعمیرات اساسی از نوسازی ساختاری است. تعمیرات می‌تواند ایمنی و استمرار تولید را بهبود دهد، اما لزوماً موجب افزایش ظرفیت تولید بنزین یا کاهش مازوت نمی‌شود. برخی پالایشگاه‌ها در سال‌های گذشته طرح‌های متعددی برای افزایش تولید بنزین یا ارتقای کیفیت تعریف کرده‌اند، اما اجرای ناقص یا طولانی شدن آنها مانع دستیابی به نتیجه کامل شده است.

پیامد این وضعیت در بازار سوخت آشکار است. کشور ممکن است در مقطعی با مازاد یا صادرات نفت‌کوره روبه‌رو باشد و هم‌زمان برای تأمین بنزین و گازوئیل مورد نیاز، به واردات یا استفاده از ذخایر متوسل شود. این تناقض نشان می‌دهد مسئله اصلی فقط مقدار نفت خام یا تعداد پالایشگاه‌ها نیست، بلکه کیفیت فناوری و ترکیب محصولات اهمیت بیشتری دارد.

برای خروج از این وضعیت، نخست باید پروژه‌های کاهش تولید نفت‌کوره در اولویت سرمایه‌گذاری قرار گیرد. حمایت‌های دولتی، تخفیف خوراک و تسهیلات مالی باید به پیشرفت واقعی طرح‌های ارتقای کیفی مشروط شود. همچنین لازم است برنامه‌ای مرحله‌ای برای افزایش ضریب پیچیدگی پالایشگاه‌ها، توسعه واحدهای تصفیه و تبدیل عمیق و ارتقای کیفیت سوخت تدوین شود.

تقویت توان داخلی در ساخت تجهیزات، تولید کاتالیست و طراحی فرآیند نیز ضروری است؛ با این حال، اتکا به ساخت داخل نباید بهانه‌ای برای طولانی شدن پروژه‌ها باشد. استفاده از تجربه شرکت‌های بین‌المللی در صورت امکان، همکاری با سازندگان منطقه‌ای و تأمین مالی ترکیبی می‌تواند روند اجرای طرح‌ها را سرعت دهد.

در نهایت، نوسازی پالایشگاه‌ها باید بخشی از سیاست جامع انرژی کشور باشد. کاهش مصرف سوخت، توسعه حمل‌ونقل عمومی، اصلاح تدریجی قیمت‌ها، کنترل قاچاق و افزایش بهره‌وری خودروها، در کنار ارتقای فناوری پالایشگاه‌ها ضروری است. بدون این مجموعه اقدامات، افزایش ظرفیت پالایش نفت خام به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل ناترازی بنزین، مازوت و هزینه‌های فزاینده صنعت سوخت را حل کند.

کد مطلب 6933280

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha